
تمرین شماره ۱:
بازی دادههای اتفاقی دقیقا برای همین ساخته شده که تو رو از مسیرهای معمولی فکرت بیرون بکشه و بین ایدهای که دنبالشی (مثلا تبلیغ موسسه مهاجرتی برای استارتاپ ویزا) و یک کلمهی کاملا بیربط (از جدول) یک پل بزنی.
اینطوریه:
- هدفت رو مشخص کن → مثل همینی که گفتی: چطور برای موسسه مهاجرتی استارتاپ ویزا ایدهی تبلیغاتی بزنم؟
- یک کلمه تصادفی انتخاب کن → مثلا چشم بسته یا با اشاره به جدول، یکی از کلمات رو بردار. (هر ردیف و ستونی فرقی نداره، اتفاقا کلید کار همینه که انتخابت اتفاقی باشه.)
- مثلا از همین جدول کلمه “کباب” یا “سوئیچ” یا “قورباغه” رو انتخاب کنی.
- ذهن رو مجبور کن ارتباط پیدا کنه → بگو خب “کباب” چه ربطی به مهاجرت داره؟ شاید بگی:
- یا مثلا: «کباب رو همه جا نمیتونی درست کنی، نیاز به شرایط داره → استارتاپ ویزا هم شرایط خاص خودش رو میطلبه.»
کاربرد در موسسه مهاجرتی:
تو میتونی با این تمرین به استعارههای جدید برای تبلیغات برسی.
مثلا:
- سوئیچ → باز کردن قفل آینده، کلید شروع زندگی جدید در کانادا.
- عقاب → پرواز بلند، دید وسیع، نماد شجاعت برای مهاجرت.
- کامیون → حمل بار سنگین، مثل برداشتن بار مشکلات اقتصادی و رفتن به جای بهتر.
جواب بخش دوم سوالت (جدولها):
این جدولها چندین ستون و ردیف دارن.
✔️ مهم نیست از کدوم ستون یا ردیف انتخاب کنی.
✔️ کلیدش اتفاقی بودنه. حتی میتونی dice بریزی یا چشم بسته انتخاب کنی.
✔️ بعدش باید خودت رو وادار کنی بین اون کلمه و هدفت ارتباط بزنی.
🔑 در اصل این تمرین داره مغزت رو شرطی میکنه که از هرچیزی بتونه استعاره بسازه و ایده بیرون بکشه. و خب دقیقا این چیزی هست که در تبلیغات برند خیلی بهش نیاز داری.
مثلا با کلمه اتفاقی “پارانویا”
- موسسه تو قیف فروش با روند اعتماد بخش، اعتماد افراد بدبین رو هم بدست میاره.
قیف فروش + اعتماد بدبینها → عالیه چون تبلیغاتی که میگه “حتی سختگیرترینها هم اعتماد کردن” خیلی قوی جواب میده. - شعار: حتی توانستیم اعتماد شکاک ترین ها را بدست بیاوریم.
شعار تبلیغاتی → «ما اعتماد شکاکترین افراد را هم جلب کردهایم» خیلی تاثیرگذاره، حس امنیت و اطمینان میده. - برای غربال مشتریان سود ده باید با بدبینی عمل کرد.
غربال مشتریان با بدبینی → این بیشتر برای استراتژی داخلی فروش خوبه تا تبلیغ، چون توی بازاریابی بیرونی نباید خیلی مستقیم به بدبینی اشاره کنی. - مشتریان رو باید با یک نگاه بدبینانه، زیر نظر داشت که از خدمات موسسه دیگر استفاده نکنن.
مراقبت از مشتریان → ایدهی خوبیه، میشه به شکل یک پیام برند درآورد: «ما همراه شماییم تا کسی نتونه فرصت شما رو بگیره.» - مشتریان بدبین موسسه، نیاز دارن درباره بعد از ورود به کانادا هم درباره کار و زندگی شون مطمئن بشن.
نگرانی بعد از مهاجرت → این یکی خیلی قوی و کاربردیه 👌 چون واقعاً مخاطبهای موسسه مهاجرتی بزرگترین ترسشون “بعد از ورود چی میشه؟” هست. اینجا میتونی وعده بدی که «ما فقط ویزا نمیگیریم، مسیر زندگیتون رو هم هموار میکنیم.»