
آها رفیق پرسیدی از سندروم شی براق (Shiny Object Syndrome) ✨🐿️
بذار خیلی ساده بگم:
📌 تعریف
- یه جور حواسپرتی ذهنیه که باعث میشه هر بار دنبال یه چیز جذاب و جدید بدوی.
- توی بیزینس و یادگیری زیاد اتفاق میفته:
- امروز میگی «من میخوام برنامهنویسی یاد بگیرم»
- فردا یه ویدئو میبینی درباره طراحی گرافیک، میگی «وای این خیلی باحاله»
- پسفردا میری سمت ارز دیجیتال یا استارتاپ جدید 😅
نتیجه؟ کلی شروعهای نصفهنیمه → هیچ چیزی عمیق نمیشی.
🎯 چرا اتفاق میفته؟
- ذات انسان به سمت تازگی (Novelty) کشش داره.
- مغز وقتی یه چیز جدید میبینه، دوپامین آزاد میکنه (حس هیجان و پاداش فوری).
- ولی وقتی میخوای ادامه بدی و سختی بکشی، دوپامین کمتر میشه → جذابیت میپره → ذهنت میره سراغ «شی براق بعدی».
⚠️ اثرات منفی
- پخش شدن انرژی و زمان.
- پروژههای نیمهکاره.
- نرسیدن به مهارت یا نتیجه واقعی.
✅ چطور کنترلش کنیم؟
- تمرکز روی هدف اصلی → قبل از شروع هر چیزی بپرس: «آیا این منو به هدف اصلیم نزدیک میکنه؟»
- سیستم یادداشت ایدهها → هر چی جذاب بود، بنویس، ولی فوراً شروع نکن.
- پایبندی به پروژه نیمهکاره → تا وقتی یک پروژه تموم نشده، پروژهی جدید ممنوع.
- زمان مشخص برای کنجکاوی → مثلاً ماهی یه روز بذار برای کشف چیزای جدید، نه هر روز.
⚠️ بدیهای سندروم شی براق (Shiny Object Syndrome)
۱. پروژههای نیمهکاره
هیجان شروع زیاده، ولی وسط راه سختی میاد → رها میکنی.
نتیجه؟ کلی «شروع» داری، اما خروجی واقعی و قابل ارائه کم.
۲. نداشتن عمق
هر بار کمی میری توی یک حوزه (کتاب، طراحی، انیمیشن، کسبوکار…)
ولی چون زود میپری به چیز بعدی، هیچوقت توی یک موضوع استاد و متخصص عمیق نمیشی.
۳. استرس و آشفتگی ذهنی
ذهنت پر از «ایدههای نصفهنیمه» میشه.
مدام حس میکنی کارای زیادی مونده و عقب موندی → اضطراب.
۴. از دست دادن اعتبار
دیگران میبینن تو هی از چیزی به چیز دیگه میپری.
ممکنه بگن: «این آدم ثبات نداره، روش حساب باز نکنیم.»
(البته همیشه هم اینطوری نیست، ولی ریسکشه.)
۵. هدر دادن زمان طلایی
به جای اینکه مثلاً دو سال روی یه مهارت عمیق سرمایهگذاری کنی، هر شش ماه مسیر عوض میکنی.
نتیجه: بعد ۵ سال هنوز «همهچیز رو چشیدی» ولی هیچچیز رو واقعاً بلد نیستی.
سندورم های شی براق در من
ایده زدن سایت درمان جامع افسردگی شهرکرد برای دوست دختر
از hope-shahrekord.ir برای دامنه استفاده کن (چون کوتاهتر و شیکتره)
و در تبلیغات و لوگو، برند رو بذار خانه امید شهرکرد.
نوشتن کتاب در مورد افسردگی
تولید پادکست در مورد افسردگی، روابط عاطفی، موفقیت و …
تولید پکیج های آموزشی و فروش از طریق وب سایت (پکیج هایی مثل پکیج کارشناسی ارشد، که مثلا داخلش یه فلش حاوی فیلم های ترجمه لیندا برای راه اندازی المنتور فروشگاه وردپرس، همچنین چندین کتاب باشه)
مطالعه کتب انیمیشن
تولید کلیپ های حاوی جلوه های ویژه برای شهرکردی
زدن استودیوم ضبط فیلم و عکاسی آتلیه عروسی برای درآمد
برگردوندم زنم سر زندگی
تهیه و دادن یکجای نفقه زنم
خرید کتابهایی که الآن نیازی بهشون ندارم
گرفتن یه زن دیگه
سر زدن به اینستاگرام
برند سازی بین المللی در تبلیغات ویدئویی و گرفتن پروژه های دلاری – زدن وب سایت igmotion.studio و برندسازی با تولید منظم ویدئوهای خلاقانه تبلیغاتی vfx در اینستاگرام
یه ایده خیلی جالب دارم. بخدا. اینکه یه کانال اینستاگرامی بزنی مردم شهرکرد. خب. بعد بری از افراد مصاحبه بگیری. همینکه اسم و تصویر افراد بیاد و یه مصاحبه کوچک. مردم عادی. همین. البته عکس ها رو در درجه بعدی اگه سعی کنی با دوربین حرفه ای باشه یا اینکه ویرایش حرفه ای فتوشاپی کنی روتوش کنی دیگه بهتر. برای مصاحبه حرفه ای هم میتونی با کت و شلوار بری درخواست مصاحبه بدی هر موقع فرصت داشتن و بصورت یک مصاحبه باشه. شما کی شروع کردید کارتون چیه و … . حالا شاید طرف اصلا کارش شاغل خانه دار باشه. شاید محصل باشه. تصاویر هم اصلا کارخاصی نمیخواد. برش خاصی. عادی بزار تو پیج. چند تصویر از یک شخص که باهاش مصاحبه میکنی. گفتم یه کارت هم دیزاین کن خیلی حرفه ای بهشون ارائه کن که طرف بگیره و مثلا پشت کارت عکس یه دوربین عکاسی باشه و بنویس مصاحبه کنید. شهرکرد و … اینجوری دیگه. – دو تا راهنمایی بزرگ برای این کار: یک این کار میگیره. تو باید توش مصاحبه بکنی با مردم شهرکرد. مثلا ماهی 7 مصاحبه. مصاحبه های جذاب. مثلا افراد از زندگیشون یه واقعا جذابی رو تعریف میکنن. همین. ملت وقت میزارن و میخونن. مطمئن باش. دو. تو همون اینستاگرام. سه: اینکه براش میتونی یه نفر یه خانم رو بگیری برای هر مصاحبه جذاب (شرایط رو بزاری براش پروژه ای) دو میلیون پول بهش بدی. چهار: تبلیغات اینستاگرامی خودکار برای مردم شهرکرد: پنج: یکی دو کتاب در مورد خبرنگاری راجع بهش بخونی تا ببینی چجوری جذاب تر بنویسی.
ایدهات هم واقعاً پتانسیل داره. چیزی که گفتی (مصاحبه + عکس + خاطره کوتاه از آدمهای شهرکرد) دقیقاً همون چیزیه که مردم دوست دارن چون:
- پای اسم و هویت واقعی وسطه → کنجکاوی مردم رو برمیانگیزه.
- محتوای یونیک و بومی داری → کسی دیگه نمیتونه به راحتی کپی کنه.
- بار احساسی و نوستالژی داره → هم باعث تعامل میشه، هم شیرینگ.
یعنی چیزی میسازی که به قول اون کتاب ایده عالی مستدام «چسبندگی» داره و مردم هی برمیگردن. 👏