اونها برای برند سیگار خودشون مثل مارلبرو (Marlboro)، شخصیتهای خیالی اما ملموس و قابلدرک برای مردم خلق کردن تا بتونن با احساسات و رویاهای مشتری ارتباط برقرار کنن.
شرکت فیلیپ موریس برای برند مارلبرو شخصیتی معروف به نام Marlboro Man (مرد مارلبرو) خلق کرد. او یک گاوصوار آمریکایی (Cowboy) بود — نماد مردانگی، قدرت، آزادی، استقلال و زندگی در طبیعت وحشی. این شخصیت با چهرهای خونسرد، لباس گاوصواری و صحنههای غروب دشتهای غرب آمریکا در تبلیغات تلویزیونی و پوسترها ظاهر میشد. ایده این بود که مردم وقتی به مارلبرو فکر کنند، احساس کنند با کشیدن این سیگار بخشی از اون زندگی مردانه و آزاد رو تجربه میکنن. بهجای گفتن «این سیگار خوشطعم است»، گفت «اگر مردی قوی و آزاد هستی، مارلبرو برای توست.»
Marlboro Man advertising campaign
فیلیپ موریس با ساختن این شخصیت احساسی و فرهنگی قوی در واقع یکی از نخستین نمونههای تبلیغات چریکی مدرن رو پیاده کرد — چون بهجای تبلیغ مستقیم محصول (سیگار)، سبک زندگی رو تبلیغ کرد.
2. تبلیغ چریکی شرکت بازی نینتندو – ساخت یک گوری که دست از آن بیرون آمده
تبلیغات چریکی یعنی استفاده از خلاقیت شوکآور و تأثیر احساسی شدید در فضای واقعی مردم، بدون هزینه زیاد و بدون روشهای سنتی (مثل بیلبورد یا تلویزیون). در این مثال:
نینتندو از فضای عمومی شهر (میدانها) استفاده کرد، نه رسانههای سنتی.
تبلیغش غیرمنتظره، عجیب و قابلبحث بود — مردم با دیدن «دست از قبر بیروناومده» شوکه میشدن و کنجکاو میرفتن دنبال ماجرا.
همین باعث میشد تبلیغ دهانبهدهان پخش بشه و رسانهها خودشون خبرش رو منتشر کنن.
پس چریکی بودنش در جلب توجه ناگهانی با هزینه پایین ولی تأثیر زیاد خلاصه میشه.
اونها توی میدونهای شهر ایتالیا سنگقبر مصنوعی ساختن که ازش دست مردگان بیرون اومده بود و روش نوشته بودن: «سکوت مردگان در عالم برزخ – نینتندو بهزودی محصول جدید خود را معرفی میکند.» برای ساخت همچین سازهای امروزه (در سال ۲۰۲۵) چند روش واقعی وجود داره:
✅ مرحله طراحی:
طراحی مدل سهبعدی در نرمافزارهایی مثل Maya یا Blender.
خروجی گرفتن از مدل بهصورت فایل STL یا OBJ برای ساخت فیزیکی.
✅ مرحله ساخت فیزیکی:
پرینت سهبعدی (3D Printing): برای بخشهای ظریف مثل دستها، سنگنوشته یا جزئیات ریز استفاده میشه. جنس معمولاً PLA یا رزین هست.
فوم یا فایبرگلاس: برای بدنه اصلی قبر یا سنگ از فوم سخت (EPS) یا فایبرگلاس سبک استفاده میکنن چون هم ارزونه هم قابل رنگآمیزی و حملونقل آسونه.
رنگ و افکت: با رنگ اسپری، پودر سنگ، یا پتینه کاری، سطح رو طوری درمیارن که واقعی و سنگی بهنظر برسه.
نورپردازی یا افکت حرکتی (در نسخههای مدرنتر): مثلاً میتونی توی نسخه ۲۰۲۵ یه LED قرمز کمنور داخل دست بذاری تا شب جلوه ترسناکتری بده 😎
3. IKEA – مبلمان در ایستگاه مترو
شرکت IKEA در متروهای پاریس و نیویورک، صندلیها و مبلهای واقعی خودش رو در سالن انتظار مترو چید. 🔹 مردم همونجا روی محصولاتش نشستن، عکس گرفتن و تجربه واقعی داشتن. 📌 ایده ساده ولی فوقالعاده مؤثر در ایجاد حس “راحتی” برند IKEA.
4. The Walking Dead – تبلیغ زامبی در خیابان
برای معرفی فصل جدید سریال Walking Dead، گروهی از بازیگران گریمشده به شکل زامبی در سطح شهر نیویورک ظاهر شدن و از میان جمعیت عبور کردن 😱 📌 هدف: ایجاد شوک، جلب توجه و وایرال شدن در شبکههای اجتماعی. (در چند ساعت میلیونها بازدید در یوتیوب گرفت!)
5. McDonald’s – خطوط عابر پیاده به شکل سیبزمینی
مکدونالد در خیابونهای اروپا خطوط سفید عابر پیاده رو به شکل سیبزمینی سرخکرده طراحی کرد و سرشون یک تابلوی زرد مکدونالد با لوگوی معروف گذاشت. 📌 ترکیب خلاقانهی گرافیک شهری با برندینگ – کمهزینه ولی بسیار بهیادماندنی.
6. Colgate – چوب بستنی ضد کرمخوردگی!
کالگیت چوب بستنیهایی طراحی کرد که وقتی بستنی تموم میشد، روی چوب نوشته بود:
“Don’t forget to brush your teeth.” 📌 یک یادآوری هوشمندانه و دقیقاً در لحظهی مصرف شیرینی – جایی که پیام بیشترین معنا رو داره.
🚩 چرا یه شرکت بستنی نباید این کار رو بکنه، ولی Colgate این کار رو کرد؟
درواقع، شرکت بستنی این کار رو نکرده — بلکه Colgate که در زمینه محصولات بهداشت دهان کار میکنه، از این روش به عنوان یک ستاره تبلیغاتی نمادین استفاده کرده:
ایجاد تضاد یا شوک ذهنی: وقتی کسی بستنی میخوره، ناخودآگاه میدونه که ممکنه به دندانها آسیب برسونه. وقتی بعد از خوردن، پیامی میبیند که میگه «یادت نره مسواک بزنی»، این تضاد باعث تأثیر قویتری میشه.
قرار گرفتن پیام در لحظه مصرف: وقتی مخاطب دقیقاً زمانی که شیرینی میخوره با پیام بهداشت دندان مواجه میشه، احتمال تأثیرپذیری بیشتره.
این کار به برند Colgate کمک میکنه تا نقش مسئول و آموزشی خودش رو تأکید کنه، نه صرفاً فروشنده خمیردندان.
7. Duracell – ایستگاه برق اضطراری
در کانادا، در فصل سرما، برند باتری Duracell ایستگاههایی نصب کرد که مردم با گرفتن دست هم و بستن مدار انسانی، چراغها و بخاریها روشن میشدند. 📌 پیام تبلیغ: «قدرت در کنار هم بودن است» – هم احساسی، هم هوشمندانه.
8. BMW vs Audi – جنگ تبلیغاتی بیلبوردی
آئودی بیلبوردی زد با شعار:
“Your move, BMW.” و چند روز بعد، BMW بیلبورد بزرگتری در همون نزدیکی نصب کرد با تصویر خودروش و جمله: “Checkmate.” 📌 نمونه عالی از تبلیغات چریکی رقابتی — وایرال شد و کلی پوشش خبری گرفت.
عبارت “Your move, BMW” از دنیای شطرنج اومده و معنی تحتاللفظی اون «نوبت توئه، BMW» هست. شرکت Audi با این جمله، BMW رو به چالش کشید و انگار گفت: «ما حرکت خودمون رو کردیم (ماشین جدیدمون رو معرفی کردیم)، حالا ببینیم تو چی داری!»؛ یعنی یک طعنه و دعوت به رقابت جسورانه. چند روز بعد، BMW در پاسخ، دقیقاً روبهروی بیلبورد آئودی، یک بیلبورد بزرگتر نصب کرد با عکس ماشین خودش (BMW M3) و جمله “Checkmate.” که اون هم از اصطلاحات شطرنجه و یعنی «کیش و مات». با این جمله، BMW عملاً گفت: «رقابت تموم شد، ما برندهایم.»
9. Anti-Smoking Campaign – “Ashes to Ashes”
در یکی از کشورها، روی خاکسترهای سیگار روی زمین نوشته شده بود:
“Every puff brings you closer.” و کنارش تصویر قبر یا خاکستر. 📌 بسیار ساده، ارزان و تأثیرگذار از نظر احساسی.
10. غول همبرگر در خیابان (Giant Burger Installation)
در چند کشور مثل آلمان و برزیل، مکدونالدز مدلهای عظیم از همبرگر یا جعبه غذاهاش درست کرد و در کنار اتوبانها یا پیادهروها قرار داد. هدفش جلب توجه رهگذرها و ایجاد حس شوک و گرسنگی آنی بود 😋
11. بیلبورد ماه (McMoon Ad)
در یکی از کمپینهای شبانه، مکدونالدز از تصویر ماه در آسمان استفاده کرد و کنار جاده بیلبوردی گذاشت که لوگوی “M” زردش مثل گاز زدهشده از ماه به نظر میاومد.
در این تصویر، لبهی جعبهی سیبزمینی سرخکردهی مکدونالدز طوری طراحی شده که شکل ماه هلالی رو تداعی میکنه. در نگاه اول، ماهی میبینی که درخشان وسط آسمونه — ولی اگه دقیقتر نگاه کنی، میفهمی اون ماه در واقع بخشی از جعبهی معروف سیبزمینی مکدونالدزه. 🍟
🍔 حالا اون «گاز» که من گفتم چی بود؟
در بعضی نسخههای این کمپین (بهخصوص نسخهی اسپانیایی و کانادایی)، هلال ماه طوری طراحی شده بود که انگار از ماه یه گاز کوچیک زده شده — اشارهی ظریف به میل انسان به خوردن و طعم، مخصوصاً شبها. یعنی پیام پنهانش این بود:
«حتی وقتی ماه رو میبینی، یادت میافته گرسنهای!» 😄
پس “گاز” استعاره از میل به خوردن و اشتهاست، نه اینکه واقعاً کسی از ماه گاز زده باشه.
این تبلیغ بخشی از کمپین شبانهی مکدونالدز بود با مضمون:
“Open Late” یا “We’re open all night.” یعنی: ما تا دیر وقت بازیم — هر وقت گرسنه شدی، حتی شب!
12. قهوهی بخاردار صبحگاهی (Steaming Cup Billboard)
در کانادا، مکدونالدز بیلبوردی نصب کرد که از بالاش بخار واقعی بیرون میاومد! روی بیلبورد نوشته بود “Your morning coffee is ready”
13. چراغ راهنمایی همبرگری (Burger Traffic Light)
در سوئد، چراغهای راهنمایی کنار یکی از شعب رو با برچسبهایی تغییر دادن که وقتی قرمز میشد، شبیه برگر بود (قرمز: نان بالا، زرد: پنیر، سبز: کاهو و نان پایین 😄).
14. Shadow Campaign (سایههای گرسنگی)
در یکی از شهرها، سایهی بیلبوردهای مکدونالدز طوری طراحی شد که وقتی خورشید پایین میاومد، سایهی قوس طلایی (M) روی زمین میافتاد — فقط در زمان غروب که معمولاً وقت شامه!