جلوگیری از فرهنگ زیر آب زنی

تفاوت گزارش سالم با زیرآب‌زنی

یکی از خطرهای جدی در تیم‌ها اینه که وقتی مدیر میگه «هر مشکلی هست بیاید بگید»، بعضی آدم‌ها ممکنه این فضا رو با مجوزِ زیرآب‌زنی اشتباه بگیرن. گزارش سالم یعنی من یک مسئله واقعی رو مطرح می‌کنم چون روی کار، مشتری، کیفیت، امنیت یا نتیجه تیم اثر می‌ذاره. اما زیرآب‌زنی یعنی من از یک اشتباه، ضعف یا رفتار همکارم استفاده می‌کنم تا جایگاه خودم رو بالا ببرم یا جایگاه اون رو پایین بکشم. فرقِ ابراز مشکل و مخالف و تعارض، با زیرآب زنی اینه که اولی به یک ایده یا عمل میپردازه، دومی به یک شخص و شخصیت!

فرق این دو تا در ظاهر همیشه واضح نیست، اما در نیت، روش و نتیجه کاملاً فرق دارن. مثلاً اگر یکی از اعضای تیم مدام کارش رو دیر تحویل میده و این تأخیر باعث عقب افتادن کل پروژه شده، مطرح کردن این موضوع زیرآب‌زنی نیست؛ این مراقبت از استاندارد تیمه. اما در نیت، روش و نتیجه کاملاً فرق دارن. مثلاً اگر یکی از اعضای تیم مدام کارش رو دیر تحویل میده و این تأخیر باعث عقب افتادن کل پروژه شده، مطرح کردن این موضوع زیرآب‌زنی نیست؛ این مراقبت از استاندارد تیمه. اما اگر همون موضوع رو با لحن تخریبی، پشت سر طرف، بدون اینکه اول مستقیم با خودش صحبت کنی، و فقط برای بد جلوه دادن اون آدم پیش مدیر مطرح کنی، دیگه وارد فضای زیرآب‌زنی شدی.

یه مثال واقعی رو تصور کن. توی یک شرکت نرم‌افزاری، یکی از برنامه‌نویس‌ها متوجه میشه همکارش یک خطای امنیتی جدی رو نادیده گرفته. اگر این موضوع رو مستقیم، مستند و با تمرکز روی ریسک پروژه مطرح کنه، این گزارش سالمه. چون هدفش جلوگیری از آسیب به محصوله. اما اگر بره پیش مدیر و بگه فلانی اصلاً آدم دقیقی نیست، من از اول می‌دونستم به درد این پروژه نمی‌خوره، این دیگه حل مسئله نیست؛ تخریب شخصیته. مدیر خوب باید این دو تا رو از هم جدا کنه. یعنی از مطرح شدن حقیقت استقبال کنه، اما اجازه نده آدم‌ها از حقیقت به‌عنوان سلاح علیه هم استفاده کنن.

برای جلوگیری از فرهنگ زیرآب‌زنی، مدیر باید یک قانون روشن جا بندازه:
مسئله باید اول تا حد امکان با خودِ فرد مطرح بشه، مگر اینکه موضوع خیلی حساس، خطرناک یا اخلاقی باشه. یعنی اگر من با کار همکارم مشکل دارم، اولین مسیر سالم اینه که محترمانه با خودش حرف بزنم. اگر حل نشد یا اثرش روی تیم جدی بود، بعد با مدیر مطرح کنم. این کار باعث میشه آدم‌ها یاد بگیرن مسئولانه حرف بزنن، نه اینکه هر مشکلی رو فوراً تبدیل به پرونده‌سازی کنن. از طرف دیگه، مدیر هم وقتی کسی گزارشی میاره باید چند سؤال بپرسه: «آیا این موضوع روی نتیجه تیم اثر گذاشته؟»، «آیا با خودش مستقیم صحبت کردی؟»، «دقیقاً چه اتفاقی افتاده؟»، «چه شاهد یا نمونه مشخصی داریم؟»، «هدفت از مطرح کردن این موضوع چیه؟» همین چند سؤال ساده خیلی وقت‌ها نیت و کیفیت گزارش رو روشن می‌کنه.

نکته مهم اینه که تیم سالم، نه سکوت کور داره، نه گزارش‌دادن سمی!
سکوت کور یعنی همه مشکلات رو می‌بینن ولی چیزی نمیگن.
گزارش‌دادن سمی یعنی همه مدام دنبال خطای همدیگه می‌گردن تا خودشون بهتر دیده بشن.
مسیر درست وسط این دو تاست: گفتن حقیقت، اما با نیت اصلاح؛ مطرح کردن مشکل، اما با احترام؛ دفاع از استاندارد تیم، اما بدون تخریب شخصیت آدم‌ها. مدیر باید به اعضای تیم یاد بده که گزارش سالم سه ویژگی داره: مشخصه، مستنده و مرتبط با نتیجه تیمه. اما زیرآب‌زنی معمولاً مبهمه، احساسی و شخصی‌سازیه؛ بیشتر میگه «فلانی مشکل داره» تا اینکه بگه «این رفتار مشخص، این اثر مشخص رو روی کار گذاشته».

در نهایت، مدیر باید فرهنگی بسازه که در آن آدم‌ها از گفتن مشکل نترسن، اما برای خراب کردن همدیگه هم جایزه نگیرن. اگر هر کس با بدگویی از دیگری توجه مدیر رو بگیره، کم‌کم تیم تبدیل میشه به میدان جنگ پنهان. اما اگر مدیر فقط گزارش‌هایی رو جدی بگیره که دقیق، محترمانه، مستند و مرتبط با هدف تیم باشن، آدم‌ها یاد می‌گیرن چطور حرفه‌ای حرف بزنن.
گزارش سالم دنبال حل مسئله است؛ زیرآب‌زنی دنبال ضربه زدن به آدم‌هاست.
مدیر خوب باید گوش شنوا داشته باشه، اما گوش ساده‌لوح نداشته باشه.

مثلاً این جمله: فلانی آدم بی‌مسئولیتیه؛ داره به شخصیت حمله می‌کنه.
اما این جمله: این سومین باره که گزارش این پروژه دیر تحویل داده شده و باعث تأخیر تیم شده؛ داره درباره یک رفتار مشخص حرف می‌زنه.

تعارض سالم می‌پرسه: «چه چیزی اشتباه است؟» اما زیرآب‌زنی می‌پرسه: «چه کسی اشتباه است؟»